">

کرشمه یی کن وبازارساحری بشکن
به غمزه رونق وناموس سامری بشکن
به بادده سرودستارعالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن
مثنوی که درپایین مشاهده می کنید،دیگرباردلنوشته یی ست تقدیم به خاک پای معبودومقصودوپادشاه،آن وجودمبارک وهمایونی ویگانه ی بی بدیل اعلاحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی .گرچه هزاران بیت وهزاران دیوان ٬هرگزتوان وصف گوشه یی ازکمالات ذات ملوکانه ایشان رانداشته ونخواهدداشت .باری آن چه بضاعت این حقیربود روی کاغذآمدوشمادوستان گرامی ملاحظه می کنید:
امشب ازشوق نگاه توبگوجان بدهم
توبگوجان به سراپای توآسان بدهم
توبگوخاک شوم، ذره شوم درقدمت
توبگونیست شوم ،پیش بلندای غمت
کاش من خاک سرکوی شمامی گشتم
کاش قربانی یک موی شمامی گشتم
صاحبا، رحم به ویرانی این خانه بکن
نظری ازسرمنت توبه ویرانه بکن
آه ای شعرمجسم ،غزل آوازترین
ای میان همه ی مه صفتان نازترین
آی رویای فریبنده، حقیقت شده یی
ماه بدری، به من شب زده رویت شده یی؟
کاش دربزم نگاه توبمیرم امشب
عاقبت ازلب تان کام بگیرم امشب
کاش ازنازدوچشم توفنا می گشتم
عاقبت طعمه ی این دام بلامی گشتم
بس کن ای دشمن جان، تیشه به پژمرده مزن
خنجرت راتودگربرتن این مُرده مزن
روبه روی قد تان مهروسَمامی میرند
عالم ومُلک به فرمان شمامی میرند
پیش پایت همه عالم چه بهایی دارد؟
نیست تنهابه خدا،آن که شمایی دارد
دوجهانم ،همه عالم به فدایت بادا
همه ی هستی آدم به فدایت بادا
نظری کاش به خون جگرم می کردید
التفاتی به غمم،چشم ترم می کردید
فاش ترکفربگویم که خدانیست، تویی
صاحب عرش وسماوات دگرکیست؟تویی
فاش تر،مست توام ،سخت هواخواه توام
من همان کشته ی درخون شده راه توام
فاش تر،ظلمت چشم تومراویران کرد
وسعت نورِشماجان مراحیران کرد
کاش درکوتهی شعروغزل جابشوید
کاش درواژه بگنجیدکه معنابشوید
کاش درزلف پریشان شماخانه کنم
همه عالم به سرزلف تودیوانه کنم
کاش درظلمت این شهرشماجلوه کنید
درسکوتیم، شماخوب صداجلوه کنید
کاش ای کاش که این کاش دوایم بشود
گوشه یی درحرم امن توجایم بشود
حیف ازتیرنگاه توبه خون غلتیدم
درهمان لحظه که چشمان شمارادیدم
حیف این شعربرازنده یک موی تونیست
لایق قوس فریبنده ابروی تونیست
حیف بادست قلم، شعرشماممکن نیست
به زبان چومنی، وصف خداممکن نیست
حیف من لایق قربان نگاهت نشدم
حیف شد کشته ی آن چشم سیاهت نشدم
آه... دریای شما تشنه ترم می دارد
هوس غرق شدن بازبرم می دارد
منتظرمانده ام امشب که سحربرگردید
خون به چشم آمده امشب که مگربرگردید
شهریارا٬تورضایی ،توخدایی، برگرد
قادروصاحب ودادارشمایی، برگرد.