تبليغاتX

پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی ! حقیردرکلبه فقیرانه ام جواهرپربهایی رادارم که شمادرجاه وجلال کبریایی تان آن راندارید.من چون شمارادارم وشماچون خودتان ندارید

سال 1387 سال پرچم شیروخورشید "> پاسارگاد - غزلی ناچیزپیشکش به دربارملوکانه
بیست ونهم امرداددوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

      اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

دروددوستان گرامی ٬ غزلی راکه درزیرملاحظه می کنیدبازتقدیمی ناقابلی ست به دربارشهریارخوبان رضا.

هرچندبه نیکی می دانم ذات اقدس همایونی اعلاحضرت ٬قلبن ازاین شعرهاخشنودنمی گردند٬اماحقیر٬نهایت تلاش رامی داردتاسروده یی لایق خاک پای ایشان بگوید.افسوس:صلاح یارکجاومن خراب کجا...غزل این پست٬ سبک موشح داردوباوصل کردن حروف اول هربیت نام مبارک اعلاحضرت به دست می آید:رضاپهلوی

رسته درصحراگلی هستم توخودخوارم مکن

جان من درگیرنازچشم بیمارت مکن

 

ضربه براین درمزن ٬هرگزکسی درخانه نیست

زنده درگورم بهارا ٬دیگرآزارم مکن

 

ازنگاهت بی جهت چون اتفاق افتاده ام

تو دگردراتفاق چشم ٬تکرارم مکن

 

پیش پایت سجده کردم٬ ای مسیحامژده ام

برصلیب چشم خود این گونه بردارم مکن

 

هیچ راهی جزتمنای لبت باقی نماند

برسکوت وسربه راهی هرگز اصرارم مکن

 

لطف چشمت بی کران ودست من کوته چنین

بیش ازین درچنگ گیسویت گرفتارم مکن

 

وای من ٬گرنام زیبای تو ازیادم رود

سرسپردم برکلامت دیگرانکارم مکن

 

یادچشمان توعمری زخمه برجان می زند

جزخموشی چاره ام ناید٬توناچارم مکن.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

<