">
آیامی دانیدکشورمان اکنون ٬در دوموردگوی سبقت را ربوده ونمره ی اول راکسب کرده است.بله درتمام این سه دهه که ازانقلاب شوم پنجاه وهفت می گذرد٬ایران در"حبس روزنامه نگاران" درخاورمیانه رتبه ی اول راداراست.
وازآن تاسف بارترازبابت اعدام کودکان ونوجوانان درتمام کره ی پهناورخاکی ٬نخستین رتبه رادارامی باشد.
هم میهن خوب من! باشنیدن این دوموردچه احساسی به شمادست می دهد؟آیااین ایران عزیزماست که اکنون موجبات خشم تمام ایرانیان وبخش مهمی ازملت هاودولت های دیگررابرانگیخته است؟آیاآن کودکان بی گناه به دارآویخته شده وخانواده های داغدیده ومظلوم شان٬ آن روزنامه نگارانی که تنهابه جرم حق آزادی قلم ٬بهترین سال های عمرشان رادرگوشه یی تنگ وتاریک به نام زندان می گذارنندماراخواهندبخشید؟سکوت چه معنایی دارد؟به عمق و وسعت مصیبت دقیق ترنگاه کنیم .درنگاه کدام خردمندی یک دخترک دوازده ساله بزرگ سال ومستوجب مجازات محسوب می شود؟کدام آزاده یی تنبیه وبه زندان افکندن راسزاواریک روشن اندیش می داندکه تنهاسلاح او"قلم" است؟آیادرآن زمان که قلب یک نوجوان٬ ازتپش می ایستدویانویسنده یی آزاده٬ تمام امیدوآرزوی خودرالابه لای دیوارهای بلندزندان بربادرفته می بیند٬من وشمای ایرانی کجاهستیم ؟گاهی وقت هاسکوت برابرمرگ است وسنگین ترین تاوانش٬ ادامه ی این شرایط اسف باربرای ماست.نوجوانان معصومی که غریبانه پرپرمی شوندوجای لوح سیمین درکنارشان ٬این نااهلان برسرشان لوح سنگین می نهندودرخاک سردبرای ابدآرام می گیرند.تنهابه این جرم که درزمانه یی عجیب ودهشت ناک زاده شده اند.می گوینددرزمان موسانوزادان پسرراگردن می زدندودرزمان جاهلیت تازی دختران رازنده به گورمی کردند.حالاخوشابه حال ماکه درین زمانه٬ هم دختروهم پسررادراوج شادابی به چوبه ی دارمی سپارند.واقعن جزشرم ٬حرفی برای گفتن نیست.