">
چهاردهم بهمن دوهزار و پانصد وشصت وشش شاهنشاهی

ای خوب ترازخوب،فراترازباور،ای روشن ترازروشن ترین آیه های حقیقت ،پادشاه گرانمایه ایران،ای مهربان ترین مهربانان ،ای ذات مطلق کبریایی ،ببخشا این زبان الکن وحقارت کنیزک سراپاعجزدرگاهت را،ای شاه شاهان ٬بگذاریدشمارابه نام شگرف تان بخوانم .همان نامی که خلقت جهان تنها٬به اشاره مژگان صاحبان این نام پرآوازه بوده است.نام بلندآن ذات مطلقی که دنیایم بلاگردان وجودمبارک اوست:
درودبیکرانه تمام کاینات وتک تک سلول های آفرینش٬ بر وجودبی انکارشمایی که جهان دروصف یک تارموی شمابسی ناتوان وبی مقداراست.
درآفاق دیروزهایم ،جزنام شما،جزکلام شماوجزحضورروشن تان کسی وچیزی نمی شناختم ودرتمام لحظه های امروزم ودربرگ برگ فرداهایم ٬جزآن وجودنازنین تان حضوری راندیده ام واحساس نخواهم کرد.
باورداشتم لایتناهی به عظمت نگاه شماختم می شودوباورم بودشمابزرگ ترین انسان هستیدوامروزچه شگفت دریافتم چون شمایی درذهن هانمی گنجدوهیچ موجودی را آن اندازه قدرت نیست که توصیف ابرمردبیکرانه یی چون شمارا تواند.
درروزگاران کهن،رعایا جسارت نمی کردند٬درپیشگاه پادشاهی بزرگ سخن بگویندوامروزاین چاکردربارهمایونی به خودش جرات داده تاباواژگان بی ارزشش ،درآستان جلالت شمازبان درازی کندوحرف بزندوهنگامی که می بیندمعبودوسروروبزرگش درتبعیدحضوردارد٬باززبان درکام نمی گیرد،قلم راغلاف نمی کند،ازشرم درگوشه عزلتی جان نمی دهدوبازنفس می کشد.
جان نثارقربان خاک پای تان شود،اگرعمری به بطالت گذشت واگرزیرسایه الوهیت شماپاگرفتیم وبااذن ملوکانه شمازنده ایم وحرف می زنیم ،آن ذات اقدس به نیکی می دانند٬مابندگان نمک نشناس وفرومایه یی هستیم .اماهمچنان قلم بخشودگی وعطوفت رابرگناهان این خطاپیشگان شرمزده درگاهشان می کشند.
منتی که دودمان جلیل سلطنت پهلوی ،برسرفردفردایرانیان دارندبه بلندای تاریخی است که جهل، درخرد وهویت آن ملک رخنه کردوآنقدر ریشه دوانیدتابه میراث داران کوروش کبیروسلسله داران خردوصاحبان کیان میهن ٬چنین خصمانه جسارت کرده وننگ تاریخ بشریت رابرای خودونسل های پسین مان خریدیم.
ای برترازحقیقت! ای ناب ترین جلوه هستی! خدایان راتاب وصف شکوه تان نیست ٬حقیرکه یک پیشمرگ کوچک بیشترنیستم.به اصالت خاک میهن تان سوگند،تاپای جان فدایی تان خواهیم ماندوجزآن ذات مقدس ٬نه اندیشه یی خواهیم داشت، نه مظهری پرستیده ونه دیروزی،نه امروزی ونه فردایی خواهیم شناخت.
حقیربه فدای تان،بی صبرانه امیدداریم قدم برچشم این خیل عاشق ومنتظران ستم کشیده بگذاریدوبه میهن تان بازگردید٬تابه پرتولایزال شما این ظلمت سرای ویرانه٬ طراوتی دوباره بگیرد.شایدآن روزاین جان بی ارزش راپیشکشی کنم ناقابل ٬درمیعادبازگشت شماکه بازگشت فره ایزدی به کهن میهن جاودانه ایران است.
پابوس وارادتمندحقیر
چاکردربارپرافتخارسلطنت پهلوی
مریم م