">

هیچ فکرکرده ایم چراوضع مااین گونه است ؟چراانقلابی مبهم وبی ریشه ٬درسال پنجاه وهفت شکل گرفت ؟ وقتی به این چراهافکرمی کنیم شایدسرمان دردبگیرد.آری مازمانی انقلاب کردیم که قوطی های شیرتغذیه رایگان را از زوردل سیری به سطل زباله می انداختیم ونه ازسردردبلکه بی دردی خودراچپ وکمونیست وتوده یی می نامیدیم وهرکس دروطن مادست به خرابکاری می زد٬برای مان قهرمان می شدوبیهوده وبی دلیل ازوی اسطوره می ساختیم باخودمی گفتیم این (روحانی درتبعید)چه گونه شخصیتی داردویافلان توده یی چه حرف تازه یی برای گفتن داردوغافل بودیم که ماهی دردرون آب هرگزقدرآن رانمی فهمدو هنگامی که ازآب بیرون بیافتدپرپرمی زندوالتماس می کند.مادرزمانی جوانتقادوآزادی خواهی وغیره گریبان مان راگرفته بودکه شخص اول ملکت ما٬یک فردتحصیل کرده بودازبیان موقعیت وثروتش باکی نداشت وتلاشش آبادانی ایران بود.ماآن موقع می گفتیم چراپول ملت بایدخرج جشن های دوهزاروپانصدساله ی تخت جمشیدبشود.وحالاژرف تربیاندیشیم شخص اول کنونی مملکت ماکجاتحصیل کرده است؟چه قدرازسیاست می داند؟میزان هنگفت ثروت سران رژیم وقت درکجااعلام می شود؟چه کسی نام قصرهاوخانه های بی شمارآن هارادرسوییس وچین ونروژ وغیره می داندوپول ملت جای خرج شدن درجشن های تخت جمشید-که احیای فرهنگ آریایی مابود-به جیب کدام عرب واجنبی می ریزد؟همیشه باخوداین بیت رازمزمه کنیم :
به یزدان که گر ماخردداشتیم
کجااین سرانجام بدداشتیم.