تبليغاتX

پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی ! حقیردرکلبه فقیرانه ام جواهرپربهایی رادارم که شمادرجاه وجلال کبریایی تان آن راندارید.من چون شمارادارم وشماچون خودتان ندارید

سال 1387 سال پرچم شیروخورشید "> پاسارگاد
 بیست وپنجم آذرماه دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

       اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

معاشران گره اززلف یاربازکنید

شبی خوشست ٬بدین قصه اش درازکنید

 

حضورخلوت انس است ودوستان جمعند

وان یکادبخوانیدودرفرازکنید

 

هرآن کسی که درین حلقه نیست زنده به عشق

بر اونمرده به فتوای من نمازکنید

 

این روزها٬شوروشوقی بازمردم رافراگرفته است ٬تکاپوی برگزاری شب یلدا٬درکنارخویشان وعزیزان.ملت مااین روزهادراندیشه شب یلداست.درازترین شب سال که درواقع به استقبال زمستان می رویم و واپسین فصل سال رامی آغازیم .برای آنهایی که پابندبراصالت های ملی هستند-نه افرادی که عادت وارسنت های کهن وارزشمندایرانی راتکرارمی کنندوبیش ازتکراری هرساله -والبته مسرت انگیز-لحظه یی برآن تامل نمی دارند٬ازراه رسیدن شب چله٬فرارسیدن نوروزباستانی وتمام مناسبت های خجسته ایرانی ٬شادی انگیزنیست.زیرامابه تلخی واقف هستیم معبودونورچشم مان ٬نزدیک به سه دهه است غربتی سنگین برروزوشب آن حضرت وبستگان جلیل القدرشان تحمیل شده است.شب یلدای امسال نیز٬چون سایرشب های یلدا٬برای پادشاه فرزانه ایران ذات اقدس ملوکانه رضاشاه دوم پهلوی ٬دردیاری بیگانه سپری می شود.درمیان مردمانی که بنابرفرهنگ وآداب خودقادربه باوراصالت های ملی مانیستندوهیهات آنکه زیروبالای هستی فدای یک گوشه چشم اوست٬ سی امین یلدارادرتبعیدمی گذراند.این سپیدسروده  ی برآمده ازجان رابه خاک پای اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ٬آنکه چشمانش قبله گاه خداونداست ٬پیشکش می دارم:

چشم های یلدایی بی آغاز

که ازسرچشمه نگاه تان

هزاران ابر٬اندوه خدا

به میعادشکفتن می رسند

این چندمین یلدایی ست که درغربت خورشید

صبحی دوباره رابه تماشا می نشینید؟

یلدای شب شکن

ای مژده دوباره باورآفتاب

درآفاق اندیشه ها

اکنون به کدام سرانگشت اعجاز

پیام آورهزاران هزارفردای روشن تاریخ می شوید؟

ای نگاهت ٬نگاه بان ریشه های روییدن

ماراازوسوسه پلک زدن هایت گریزی نیست

وقتی دررازهرنگاهت

خجسته ترین بشارت بیداری باغ پنهان است

یلداترین نگاه شب آلود

آیابه پیشوازچشم شماامشب

شرفیاب خواهم شد؟

دربسترستاره خیزنگاه تان

پیغمبران اثیری، به معراج ماه رسیدند

تاجبرییل چشمان خیس تواندکی

ازآیه های شگرف آفتاب تلاوت کند

یلدای بی کرانه ی لبریزتلالو

بی روشنای چشمان شاعرت

درثانیه های سکوت شبانه شکستیم

کی می آیی؟

واژه هاازبیم عبورشب پرستان

دیگررنگ به چهره ندارند

درمنتهای دیجوری این دیرخرابه

ستاره باران چشم شماست که دفتردلتنگی ام را

ازانبوه باغ وبهاروبنفشه رنگین می کند

شاهزاده ی اشعارشبانه

دورازابدیت چشمان شما

اسیرازدحام پوسیدنیم

باگلویی لبالب ازشرنگ بغض های نشکسته

خلوت شبانه، بی مستی چشمانت

شوکرانی ست مکرر

بی سایه سارچشمان روشن تان

سایه هابرقامت توهم من پیچیدند

دورازنگاه شهرآشوبت

شهرمن آبشخورعابران ظلمت است

که عاصیانه٬ کورسوی هرکلامی راتازیانه می زنند

یلدای بی سرانجام مرا

جزدریچه چشمان شما

راهی به روشنای مشرقی طلوع فردانیست

شاهزاده شعروشکوه وشکفتن

درظلمت غریب نگاهت

پروردگارانی شب زده خفته اند

لابه لای زنجیرناگزیر یلداهای عمرم

تنهابه ایزدروشنی امیددارم

که شهامت خلقتی دوباره را

درلایتناهی نگاه تومی بیند

خدایی که ساعتش را

باساعت چشم توتنظیم می کند

خدایی که درخمارخانه چشمانت

مست ازفتح قله های آفرینش

شیطان شوم شهرمرا

به انزوای مطلق تاریخ می برد

خدایی که باهربارپلک زدن تو

تولدی دوباره راتجربه می کند

خدایی که می داند

بی نگاه تواگرباشد

حتادرذهن زلال ملایک

رنگی ازجبروت خداوندیش نیست

...بادست های یخ زده

برپیکربرهنه شب می نویسم

خورشیدازپشت نگاه توطلوع خواهدکرد.

 

سی ویکم اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی٬تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

 بیست ودوم آذر دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی  

   اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

نوزدهم آذرماه خورشیدی برابربادهم دسامبرمیلادی ٬"روزجهانی حقوق بشر"باردیگرگذشت .حقوق بشرکه برای ملت ستم دیده ایران دیگرواژه دورازتصوری است .ازآن روزتاریک وغمباری که شاهنشاه فقیدآریامهر٬میهن خویش راترک گفتندوآن خاندان عظیم الشان تبعیدی طولانی راآغازکردند٬حقوق انسانی مردم ایران لگدکوب تازه واردانی جاهل وغاصب شدکه هرگزبرخاسته ازمردم ویاجزیی ازمردم نبودندکه بیگانگانی بیش نبوده ونیستند.هرروزوماه وسالی ٬ ازسلطه دستاربندان اهریمن گذشت "حقوق طبیعی واولیه هم میهنان"بیشترآماج تفکرات پوسیده واقدامات ماجراجویانه ونابخردانه حکومت الله شد.

یگانه منجی ایران وبرترین سرورفرزانگان ومحبوب قلب عاشقان وطن ٬شهریارخوبان٬شاه شاهان٬مهربان ترین مهربانان ومعبودملت ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی برای خاطراین روز٬اراده فرمودندتاپیامی صادرکنند.پیامی که ازجانب نگاراست وروح فزا.پیامی تازه ازسوی ابرانسانی وصف ناشدنی که یاد ونام "او"آرامش بخش دل هاست:

ای صبانکهتی ازخاک ره یاربیار

ببراندوه دل ومژده دلداربیار

 

نکته روح فزا ازدهن دوست بگو

نامه خوش خبرازعالم اسراربیار

 

تامعطرکنم ازلطف نسیم تومشام

شمه یی ازنفحات نفس یاربیار.

 

متن کامل پیام معظم له به شرح زیراست:

هم میهنان عزیزم،

امروز در سالروز جهانی حقوق بشر و در آستانـۀ شصتمین سالگــرد صدور اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و بهنگامی که سازمـان ملل متحد آمادۀ برپــایی برنامۀ یک سالـه برای بزرگداشت این منشور تاریخی است، تمام مواد این اعلامیه در سرزمین ما زیرپا نهاده میشود.

مضحک است، در حالـی که میـراث اخلاقی و فرهنگی ملت ما، یکــی از مهمتریــن عوامل الهام بخش حقوق بشر بشمار میرود، شهروندان ایرانی، از بیشتر آزادی های اولیه محروم هستند.

امروز سازمان عفــو بین الملل و دیگر سازمان های ناظــر، ایــران را تقریبا در ردۀ بالای لیست کشورهای ناقض حقوق بشر قرار میدهند.

طی ۲۸ سال گذشته، هیچ بخشی از جامعــۀ ایران، از ستم ها مصون نبــوده است. زنان، جوانان، کارگــران، روزنامه نــگاران، روحانیــان مستقل، کشاورزان، دانشگاهیان، اقلیــت های مذهبی و قومی، همه به نوعی، هدف خشونت های آشکار قرار گرفته اند.

رهبران جمهوری اسلامی، نهایت تلاش خود را برای خدشه دار کردن تصویر شکوهمند کشور ما انجام داده اند و مردمان ما را به عنوان مُبلغان تروریسم، افــراد متعصب و ناسازگار و سرشار از تنفرمعرفی کرده اند. آنان برای حفظ و بقای قدرت سیاسی نامشروع خود، حقوق فردی شهروندان ایرانی را، در مسلخ ایدئولوژی واپسگرا قربانی کرده اند.

برای من کاملا روشن است که ملت ما به زودی خود را از کابــوس کنونی رها ساختــه و میراث راستین خویش را بعنوان دژ محکم حقوق بشر و نگاهبانان آزادی و کرامت بازپس خواهد گرفت.

من با پشتیبــانی کامل از فعالیت های سازمان ملل در پیشبــرد حقوق بشــر از هم میهنانم و نیز از جامعۀ جهانی می خواهم که یک صدا و باتفاق، با تمامی شیوه های نقض حقوق انسانی شهروندان ایرانی که توسط دیکتاتوری ملایان اِعمال میشود، مخالفت ورزند.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
 
لینک به سایت همایونی رضاشاه دوم پهلوی
 
سی ویکم اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی٬تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

 نوزدهم آذر دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

 

       اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

ای که برماه ازرخ مشکین نقاب انداختی

لطف کردی سایه یی برآفتاب انداختی

 

گنج عشق خودنهادی بردل ویران ما

سایه دولت برین کنج خراب انداختی

 

باده نوش ازجام عالم بین که براورنگ جم

شاهدمقصودراازرخ نقاب انداختی

 

روزهای نخستین آذرامسال"احمدزکریا"٬گزارشگرنشریه پرتیراژالوطن چاپ کویت،موفق شدبه محضرهمایونی شاه شاهان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شرف یاب شودوکسب اجازه ازآن حضرت داشت، تامصاحبه یی رابامعظم له انجام دهد.این مصاحبه باتوجه به وضعیت بحرانی منطقه وهمچنین لگداندازی های حکومت جوروجنایت اسلامی ودیدگاه های چندگونه یی که نسبت به موقعیت وسیاست کشورهای عربی وجوددارند،بسیاراستراتژیک وشایان اهمیت بود.

آنچه درزیرمشاهده می کنید٬حاصل پرسش های احمدزکریاوپاسخ های ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم می باشد.پیش ازآنکه گفت وگورابخوانیدذکراین نکته رالازم می دانم ،گزارشگرعرب زبان نشریه الوطن،بانوع وشیوه سخن گفتن باپادشاهان چندان آشنانبوده ودرضمن سوالات خود٬ازآن حضرت ٬رعایت القاب وشئونات صحبت رانکرده است وگاهی حتا اعلاحضرت راتنهابانام "رضاپهلوی"خطاب کرده که به علت رعایت درامانت نوشتاری، تغییری درآن ندادم وپیشاپیش ازهم میهنان عزیزو میهن پرست ٬به خاطرشیوه صحبت گزارشگرعرب وبی تجربگی وی پوزش می خواهم:

 

الوطن: چاپ کویت
احمد زكريا
سه شنبه 6 آذر 1386

برگردان فارسی مطابق با متن عربی است.

تیتر(جمله یی ازفرمایشات ذات کبریایی اعلاحضرت):

تلاش میکنم تا نظامی دموکراتیک و لائیک برپا شود، و (خود) ملت ایران مسئلۀ بازگشتنم را به قدرت تصمیم خواهد گرفت...

و اینک جزییات این گفتگو:

احمدزکریا: بطورکلی، نظرتان دربارۀ سیاست های رژیم ایران، چیست؟

 اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: باید طبیعت بنیادگرایی رژیم مذهبی در ایران را مد نظر قرارداد، تا بتوانیم نیت های او را درک کنیم. از سال 1979 میلادی، سران رژیم، از خود خمینی گرفته، شروع به صادرکردن ایدئولوژی تندرویانۀ (خود) کردند. هدف اساسی رژیم ایران، همانا قراردادن دیگر رژیم ها (ی منطقه) در همان چارچوب نظام خود بود. آنهم به هدف تاسیس خلافت اسلامی جدید شیعه، که در قانون اساسی (خودشان) هم اشاره شده است. برای برآورده شدن این هدف، رژیم تلاش میکند، تا فشارهای داخلی اش (برمردم ایران) ادامه داشته باشد، و در عین حال در خارج ایران، دست به اختلافات منطقه ای و جهانی میزند، تا کسی متوجۀ معایبش (درداخل) نشود.

ا.ز: آیا خواهان دوباره بازگرفتن سلطنت ایران هستید؟

 اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی:من به جوهر آیندۀ ایران، و نه به شکلش اهمیت میدهم. هدف سیاسی من درحال حاضر، رهبری حمله ای قوی، علیه رژیم مذهبی و خلع آن، و تبدیل کردن آن به رژیمی مدرن، لائیک، دموکراتیک و پارلمانی. هنگامی که این هدف برآورده شد، ملت ایران به صندوق های رای میرود، و با آزادی تمام، کسی را که بر آنها حکومت کند، انتخاب می کند. آیندۀ من را خود ایرانیان، تعیین می کنند. و من آمادۀ خدمت به آنها هستم، در هرجایی که مناسب می دانند.

ا.ز:ارزیابی شما نسبت به اعدام هایی که از سوی رژیم ایران صورت میگیرد، چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: رژیم ایران با مشت خفه کننده، و با نیروی وحشی گری خود، و سرکوب هرآنکس برعلیه او قیام کند، هم چنان ادامه می دهد. (رژیم حاکم برایران، تحمل هیچ نوع مخالفتی را از سوی مردم ندارد. او از آغاز با بکارگیری وحشی گری در سرکوب مخالفانش، تا حال حاضر، این سیاست را ادامه داده است). رفتارها و اعمال نادرست (غیرانسانی) همانند، اعدام های علنی، سنگسار زنان، و اعدام جوانان خردسال، شیوه های وحشیانه ای است، که رژیم آن را بکار می برد، تا به کسانی که از او جدا میشوند، (مخالف او هستند) هشدار دهد. (درواقع) این شیوه ها با زندگی شرافتمندانۀ انسانی (کاملا) مغایرت دارد.

ا.ز: دیدگاه تان نسبت به روابط ایران با کشورهای عربی چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: قبل از هرچیز، بایستی در پی دولتی دموکرات و مسئول در برابر شهروندانش باشیم، این دولت سعی خواهد کرد، فضایی از اخلاص و گرمی با همسایگانش داشته باشد. برآن دولت لازم است که نیرویش را بهدرندهد، چون منطقۀ ما، عرصۀ تاخت وتاز میان شرق و غرب، و شمال و جنوب بوده، همانند دوران جنگ سرد. امروز همان کشمکش ها را داریم، ولی بصورت های مختلف تجلی می کند، از جملۀ آنها خطرتسلیحات، و افزایش مسابقۀ تسلیحاتی درآن.

درآینده، ما از طریق دوباره بازسازی پیمان ها و تقویت روابط فرهنگی و حل اختلافات قدیمی و سرمایه گذاری با کشورهای منطقه، تلاش خواهیم کرد. زمان هم تمام زخم ها را خوب می کند، تاریخ و آیندۀ ما، بهیچ وجه از هم جدا نمی شوند. به این نسل امیدوارم، و از طریق دوستانی که در منطقه دارم، (میتوانم بگویم) که امکان تحقق آن در آینده نزدیک بسیاراست.

ا.ز: شما چگونه تهدیدهای رژیم ایران به کشورهای حوزۀ خلیج (فارس)، مبنی بر استفاده از سلول های خوابیده (عواملش در این کشورها)، جهت تخریب را ارزیابی می کنید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: این همان طبیعت (چهرۀ واقعی) رژیم نظامی ایران است. پای بندی اش به صادرکردن ایدئولوژی خود، شکل های گوناگونی دارد، شدیدترین آنها، استفاده از ابزار تروریسم و مهمات نظامی است، (که خود اینها) ابزار او در سیاست خارجی اش می باشند. رژیم ایران در بکارگیری هر شیوه ای برای تحقق این ایدئولوژی تردید نخواهد کرد، حتی اگر (رسیدن به این هدف) منجر به بهم ریختن ثبات و امنیت کشورهای همسایه شود.

ا.ز:رضا پهلوی را درکجای لیست اپوزیسیون ایران قرارمی دهید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: نقشی حیاتی در متحد کردن تمام گرایش های اپوزیسیون انجام میدهم، تا اینکه، بنا براصولی یگانه، گرد هم آیند، تا در برابر دشمن مشترک قرارگیرند.

ا.ز: آیا یک اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را پیش بینی می کنید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: قبلا مخالفت خود را با هرنوع حملۀ نظامی برعلیه کشورم را اعلام کرده ام. راه بهتری هست با هزینه ای کمتر و قانونی، که همان کمک به ملت ایران است، تا اینکه خودش، و با دست خویش، خود را از این رژیم نجات دهد. فشارهای مردم بر رژیم، بهمراه فشارهای اقتصادی، و سیاسی جهانی، به ملت ایران، کمک خواهد کرد، تا این رژیم را سرنگون کند.

ا.ز:موضع شما نسبت به فعالیت های اتمی ایران چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: آنچه که واضح است، کشورهایی که در قبل از انقلاب اسلامی، تکنولوژی هسته ای را در اختیار ایران، قرارمی دادند، امروز با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم (فعلی درایران) اتخاذ کنند، تا مانع شوند، این رژیم دارای آن تکنولوژی باشد (که بتواند از آن استفادۀ نظامی کند). این مسئله به شفافیت و مسئولیت برمی گردد. (حدود) سه دهه از نظام مذهبی درایران (می گذرد)، شاهد چهرۀ سرکوبگرانۀ این رژیم، و پشتیبانی اش از تروریسم و به خطر انداختن (ثبات) منطقه و عدم شفافیتش را دیده ایم. رژیم (در داخل) بر برگ ملی گرایی متعلق به حاکمیت ایران و حقش در داشتن این تکنولوژی بازی می کند. این رژیم باید بداند که ایران، و قبل از اینکه او بقدرت برسد، این حق را قبلا هم داشت، و در نتیجه باید بداند که رفتار و اعمالش باعث شده، که این حق ایران در داشتن تکنولوژی هسته ای، بدلیل اینکه خود او اعراف و قوانین جهانی را محترم نمی شمارد، نادیده گرفته می شود.

دراینجا لازم است، اشاره کنم، که رژیم ایران، براین باوراست که داشتن بمب (اتمی) راز بقایش خواهد بود، چون به اعتقاد او این بمب از او وزنه ای خواهد ساخت، آنهم در شرایط وخیم نیروی نظامی معمولی اش، درمقایسه با غرب. ( به باور رهبران رژیم) زیرچتربمب اتم، این رژیم می تواند به تروریست پروری اش ادامه دهد. در اینجا پرسشی مطرح است، که آیا جهان تحمل آنرا خواهد داشت؟ به اعتقاد من خیر.

ا.ز: موضع شما نسبت به ایرانیانی که ریشه های عرب دارند، چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: ایران یک کشوری است که دارای 70 میلیون جمعیت، و قرن ها اقوام و فرهنگ ها و ادیان (ومذاهب) مختلفی را همچون یک موزائیک دربرگرفته، غنی بودن تمدن ایران، بعلت ذوب شدن همۀ این هویت ها بوده است. به اعتقاد من، کرد، عرب، بلوچ، (لُر، آذری) و شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی، باید چنین حس کنند، که دربرابر قانون مساوی هستند (و از حقوق مساوی برخوردارهستند). یگانه راه تضمین این مساوات برقراری رژیم دموکراتیک و لائیک، مبتنی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر. و این چیزی است که جهت تحقق آن تلاش می کنم.

ا.ز: آیا آرزو میکنی که پادشاه ایران شوی؟ اگرشدی رفتارشما با کشورهای حوزه خلیج (فارس) و بویژه کویت چگونه خواهد بود؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی:(تمام) تلاشم این است که میهنم را (ازچنگ) رژیم فعلی آزاد کنم. اما مسئلۀ آرزویم، این خود ملت است که نوع و شکل نظام حکومت آینده را تعیین می کند. با درنظرگرفتن تاریخ کشورم، من مطمئن هستم که نظام پادشاهی مشروطه، همانند آنچه که در ژاپن، و اسپانیا، و انگلستان، و سوئد هست، مناسب خواهد بود (بهترین گزینه خواهد بود)، تا دموکراسی در کشورمستقرشود، و به رشد و توسعه کمک کند.

من مطمئنم که منطقۀ ما شاهد دوره ای تازه از دوستی و امنیت و رفاه خواهد شد. برای برقراری روابطی دوستانه با کشورهای همسایه، نسل من یک روز را، و یا فرصتی را، از دست نخواهد داد، تا به این هدف برسد. اعتماد و دوستی را پایه گذاری، و از کشمکش ها دوری خواهیم کرد. من به روابط میان دو ملت ایران و کویت افتخارمیکنم. بسیاری از خانواده ها، و در طول سالهای متمادی، روابط محکم (ی میان دو ملت) از طریق ازدواج ها، بوجود آورده اند.

ا.ز: نظرشما نسبت به جزایراماراتی (ایرانی)، مورد اختلاف با ایران، چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: بسیار (بین ما) مسایل مشترک هست که میتوان برپایۀ آنها با برادران در امارات، روابط سازنده داشته باشیم. دورۀ کشمکش و رویارویی به دورۀ اعتماد و دوستی تبدیل خواهد شد.

ا.ز: آیا اعتقاد دارید، که ایران در مسئلۀ عراق دخالت منفی دارد؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: بسیاری از دلایل مادی هست که نشان میدهد ایران بطورمنفی در امور (داخلی) عراق دخالت میکند. و این دو دلیل دارد، اولی، اینکه رژیم ایران نمی تواند در برابر یکی از همسایگانش که در حال برقرارساختن ثبات داخلی اش، و تشکیل دولت لائیک و مدرن می باشد، ساکت بماند (بی تفاوت باشد). دوم اینکه، کمک به نا آرامی ها در عراق، به جمهوری اسلامی این فرصت را میدهد، تا درکشوری که دو شهر مقدس شیعیان، یعنی نجف و کربلا، وجود دارد، نقشی داشته باشد.

 

 

 ازسایت محترم ایران ب ب ب برای قراردادن این مصاحبه ارزشمندسپاسگزاریم. 

 

سی ویکم اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی٬تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.

 

 

پس ازنگارش:

یک ساعت پس ازبه روزرسانی پست حاضر ،نخستین فردی که پیام گذاشت-وپیام اورادربالای نظرات بانام مریم ملاحظه می کنید-پافشاری می کرد، مصاحبه بالامتعلق به ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی نیست٬ بلکه جعلی است وایشان چنین مصاحبه یی انجام نداده اند،البته این خانم -که آدرس وبلاگی هم ازخودنگذاشته وبه نظرمی آیدازحرفه یی های اخبارسیاسی هم نباشند-دلیلی برای سخن شان نیاوردند،جزاینکه گویامحتوای سخنان همایونی به مذاق وی خوش نیامده وعجبی نیست وقتی که انسان های معمولی مطلبی را،فرای درک وحیطه شعورخودبشنوند،آسان ترین راه پیش پای آنها انکاراست وبه نوعی پاک کردن صورت مساله.بنده به این عزیزخوش طینت وتازه واردتوضیح دادم وحتالینک مربوطه رادرسایت ذات اقدس همایونی رضاشاه دوم رادرپاسخ به اودرج کردم والبته این هم وطن ،دقت نکرده وباردیگر اعتراض خودرابایک نام دیگروبه صورت خصوصی ثبت کرد،برآن شدم تالینک مصاحبه آن حضرت رابانشریه عرب زبان الوطن قراردهم تاجای شک وشبهه یی باقی نماند.شایان توجه است غیرازبنده بسیاری ازوبلاگ ها وسایت های مبارز ومیهنی "گفتگوی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی بانشریه الوطن"رابازتاب دادند،ازجمله سایت ایران ب ب ب –که لینک آن رادرپایین مصاحبه می بینید-وخوب این هم وطن ساده وصادق مان اگرچه می توانند،باتمام سایت های نامبرده گلاویزشوندوبه آنان اعتراض کننداماعقل سلیم فرمان می دهدکه مادربرابرواژه واژه درج شده درسایت پادشاه ایران ،سرتعظیم وکرنش آورده وزبان به کام بگیریم .

یک فردایرانی٬ اگر آگاه اجتماعی باشد قاعدتن رهبری وسروری پادشاه ایران راپذیرفته و برهیچ فرمایشی ازسوی ایشان خرده نمی گیردوباوردارد:"چه فرمان یزدان چه فرمان شاه..."وآن کسی که خودش راخارج ازسیطره فرمانروای ایران" رضاشاه دوم "دانسته وتعلقات دیگری(!!!)دارد،نمی فهمدوبر "نفهمیده "حرجی نیست .برود وبه تعلقات خودش بپردازد. حقیرادعا وافتخاری جزخدمتگزاری وچاکری درباررضاشاه دوم پهلوی شهریارایران وشاه خوبان ندارم وجزارادت به خاندان بزرگ سلطنت پهلوی٬ بضاعتی درچنته نیست.به قولی:

سعدی افتاده یی ست آزاده

 کس نیایدبه جنگ افتاده.

 

لینک مصاحبه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی باالوطن 

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

 

سیزدهم آذر دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی 

 

         اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

درکنارپیام هاوبیانیه های رژیم نابه کاراسلامی ،اخیرن "گروه زنان مبارزایرانزمین" نیز،بیکارننشسته اند تاحکومت روبه زوال آخوندیسم راباسخنان سراسرمزورانه خودیاری کنند.

البته این گروه یا-آنطورکه خودشان دوست دارند-حزب یاسازمان!!!،بیش ازیک نام وچندنفرهواخواه ناچیز،بضاعتی درچنته نداردو شایدهمین امر،قلم به مزدی چندزن آواره ونابخرد را،تااندازه یی  توجیه کند.پس ازاظهارفضل های پاره یی ازجنبش های درون مرزی وبرخی خودفروختگان آنسوی مرز،چشم مان به جمال زنان مبارزایرانزمین هم روشن شدوبه قولی:هردم ازین باغ بری می رسد.

سرتیتربیانیه گروهک سفاهت پیشه زنان مبارز!!!ایرانزمین چنین است:"رضاپهلوی سمبل خیانت به ملت(؟؟؟) ایران".پیش ازآنکه واردهذیان هاولاطائلات این بیانیه شویم ،بنده باکمال حیرت وکمی هم چاشنی خشم ازاین به اصطلاح مبارزین می پرسم:کدام ملت ایران؟؟؟کدام ملت؟نکندهمان ملتی رامی فرمایید،که عروسک دست قدرت های اروپاشدندوجمهوری ضدمردمی اسلامی رادرایران بنا کرده وابتدازیرعلم خیانت پیشه ملی مذهبی هاونهضت آزادی سینه زدندوسپس به آغوش اوباش خمینی رفتند؟همان ملتی رامی گوییدکه یک موج اقلیت پرصدابیش نبودو فریادشعارهای توامان(خمینی حافظ دین وقرآن)و( مهدی بازرگان نخست وزیرایران) اش گوش فلک راآزارمی داد؟ یانکندمنظورشماازملت ایران ٬همان امت شریرپرور حزب الله است که ماهیت پلیدی چون شماوبدترازشمادارد؟

ننگ نامه زنان مبارزایرانزمین،درادامه آروغ های مبارزاتیش، چنداتهام به ذات مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی نسبت می دهدکه بخشی زاییده توهمات این روان پریش های مبارزوتعدادی دیگرنشخوارافاضات ریش بلندان حکومت الله است، البته مزین به اسانس مبارزاتی وبه عبارتی کمی شسته رفته تر:"حمایت کردن ازانتخابات دوره اول ودوم ریاست جمهوری خاتمی وبه تعویق انداختن سرنگونی ملایان"،"دریافت کمک مالی ازاکبررفسنجانی" ،"طرح کردن رفراندوم وبازی نافرمانی مدنی برای به بیراهه کشاندن جنبش براندازی"، "قرارداشتن درمثلث انگلیسی فراماسونری ،صهیونیسم  واخوان المسلمین برای نابودی ایران وایرانی..."،"گفت وگوورابطه مستقیم باحسین خمینی درمورد انتقال حاکمیت ازملایان به پهلوی ها"و...پاره یی دیگرمانندهمین ها،که ارزش پرداختن ندارند.

پیشترازاینهاهم گفته ام ازیک موضوع بسیارخوشحال هستم وآن این که مخالفین خاندان عظیم الشان سلطنت پهلوی ،درهرجمله خودجمله قبلی رابه نحوی نفی می کنندودرذات خود دچارپارادوکس هستند. حقیرخودرادراندازه یی نمی بینم که بخواهم ازذات شکوهمندپادشاه خوبان و ناجی فرزانه ملت یعنی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی جانبداری کنم ،حاشاکه این ساحت مقدس نیازمندجانبداری های چون منی نیست اما ازشرف وملیت وهویتم حق دارم دفاع کنم ومانندهر ایرانی حقیقی،به چندنفردست نشانده که نقاب مبارزه برچهره دارند، اجازه ندهم درباره یگانه افتخارمیهنم اظهارنظرکنند.

زنان معاند-ببخشید-مبارزایرانزمین!!

بایدبه این همه نبوغ!! شما آفرین گفت ،اگرازسلول های خاکستری مغزتان کمی بیشترخرج می نمودیداحتمالن درمی یافتید،مطرح کردن" رفراندوم "به معنای آن است که ملت ،خودش حکومت آینده راتعیین کنندواگرمعظم له چنین طرحی راپیشنهادفرموده اند،دیگرگفت وگوباحسین خمینی درارتباط باانتقال حاکمیت ازیدملایان  به دستان مبارک آن حضرت، بسیاربی معناست.شماکه ازرایزنی های آن وجودمبارک با"حسین خمینی" هیچ چیزنمی دانید،بدنیست سکوت کنیدتا افراد آگاه ازماجرابه این همه کوته فکری تان پوزخندنزنند.مامبارزان وشیفتگان واقعی ایران باورداریم ، برای رسیدن به آزادی می توان باهرفردآزاده یی به گفت وگوپرداخت وشماهیچ مدرکی دردست نداریدتااثبات کند،نوه پسری" روح الله خمینی" ،افکارشوم پدربزرگش راباخودبه ارث برده است!اماحداقل چیزی که ما به چشم مان دیده ایم ٬توقیف های پیاپی حسین خمینی توسط رژیم وقت ایران است،زندانی بودن وی درخانه اش و...پیش ازشمانیزجمهوری خیانت کاراسلامی از"حسین خمینی" زخم خورده بود،عجبی نیست که امروزشمانوکرصفتان رژیم نیزچنین بگویید.

شمابا"قیام های بدون خشونت" مخالف هستید،پس به قاعده حامی حرکت های توام باخشونت هستید،چیزی شبیه گروهک تروریست مجاهدین خلق یاحزب منفورتوده که تمام شان کپی برابراصل همین رژیم اسلامی هستند، اقدامات خشونت آمیزوتروریستی مدنظرشما، فقط پیکرمیهن رارنجورترمی کندوازملت ماقربانی می گیرد،افسوس حیثیت میهن وجان ملت درچشم شما بی وطنان ارزشی ندارد.

درمورد"حمایت کردن ازخاتمی"،اول ازهمه خاطرنشان می کنم٬ ایشان درهیچ مقطع زمانی ازانتخابات رژیم وقت وازهیچ شخصیت حقیقی دست نشانده یی مانندخاتمی ودیگران حمایت نفرموده اند.شمامدعیان سست عنصر٬برای حرف های تان هرگزقادربه ارایه مدرک نبوده ونیستید-که همین دست خالی وزبان بلندتان برای من ومانندمن همیشه حیرت آوربوده است –تنهاشیوه شمااین است که برای پیشبرد باورهای پلیدتان درهرمقعطی ،به شیوه یی خاص "دلبری" کنید.لطف کنیدوبفرمایید درزمان انتخابات خاتمی،خودتان چه می کردید؟؟گویاهمین امثال شمابودیدکه دختران نوجوان ایرانی راتحریک می کردید،به نام جوانان آزادی خواه ومبارز،دراتوبان هاسرنشینان اتوموبیل هاراوادار کنندبه حمایت ازخاتمی واصلاح طلبان، برف پاک کن های شان رابه حرکت درآورند!!!کاش لااقل کمی خجالت می کشیدید،ازشمامی پرسم اگرخاتمی بیست میلیون رای نمی آوردوبه ریاست جمهوری نمی رسید، وضعیت گذشته وحال چه تفاوتی می کرد؟جزاینکه دیوانه یی مثل "احمدی نژاد"یاتروریست دیگری مانند"ری شهری" یا آن گدای خرابات نشینی که دست روزگارامروزاوراقصرنشین کرده(ناطق نوری)سکوی ریاست رابرده بودوآن وقت ٬شمامبارزان (!!)سازدیگری کوک کرده بودید.حالاناگزیربرای پاک کردن دامان ننگ آلوده مبارزاتی تان ،متوسل به اتهام شده اید؟آن هم به ابرمردبی بدیلی که جایگاه بلندوی درتصورکوتاه شماهانمی گنجد؟

روزی که خاتمی مزدور،باریاست جمهوری هشت ساله اش تنهایک قدم فاصله داشت، شماهاچه می کردید؟؟؟نکندخود رابرای رقص دردیسکوتک های خیالی ٬زیرلوای خاتمی آماده می کردید؟یا مشغول طرح نقشه برای یک بازی جدیدبودید...؟

ملت عزیزایران٬ قربانی جهل وخیانت شما شد.مردم ایران مدت هاست گرفتاروعده های توخالی شماکاریکاتورهای مبارزه ومضحکه های سیاست هستند.امیدوارم درروزی که ملت، دادخودراازاین رژیم خودکامه بگیرد٬باشمانیزهمان گونه تسویه حساب نکند...

مبارزنمایان!!! عزیز!

مردم ایران درطی این سه دهه، بسیارآگاه تر شده اندودیگرشماها مجال فریفتن آنهاراندارید،برویدویاوه های تان راپیش کسانی ببریدکه مثل خودتان دایره شعورشان محدودباشد:حنای شماهادیگرنزدمردم ایران بیرنگ شده است.

زنان ومردان مبارزواصیل ایرانی،شمارابه پشیزی نمی گیرند،شماکه نه شرف یک "زن"راداریدنه شجاعت یک "مرد"را ونه غیرت میهن راکه بتوان نام "مبارز"برشمانهاد،درعوض تنهادارایی شما،دهان گشاده به یاوه یی ست که به آن می نازید.         

این زنان مبارز،که ظاهرن مدعی جنبش براندازی نیزهستند-پس لازم شد قدرشان!!! رابدانیم-ازمثلث انگلیسی "فراماسونری"، "صهیونیسم" و"اخوان المسلمین" سخن گفته اندواین یکی دیگرواضح می سازد،آنان تنهاپژواک صدای عمامه داران هستندوصدایی دیگرگونه ازکوشش های بی سرانجام حکومت الله.

مبارزین ایرانزمین!!

کاش واقعن مبارزبودیدوداروندارتان بیش ازگوشه عزلتی درناکجاآباداین کره خاکی بودتابه شمامی گفتم صهیونیسم درجهت نابودی ایران وایرانی قدم برنمی دارد،بلکه اربابان دستاربندشما هستندکه انگشت دخالت شان مدام سرازکشورکوچک اسراییل درمی آوردواگرهم روزی اسراییل بخواهدبه ایران حمله کند،مقصرش هم رژیم اسلامی است وهم شمادست نشانده های جیره خوارشان .حال آنکه ابرپادشاه مان اعلاحضرت رضاشاه دوم همواره وباصراحت اسراییل ویاهرکشوردیگری راازحمله نظامی به ایران منع کرده اند؟ازفراماسونری گفتیدوگویا فراموش کردید جناب دکتر "محمد مصدق" به آغوش آنان پیوست ونامه یی راکه بادست خط مصدق کشف وپخش شده ودرآن وی سوگندوفاداری اش به فراماسونری رامرقوم کرده بود٬همه خوانده ایم.چه می توان کرد،شماجمهوری پرستان ومصدق چیان قادربه زدودن این لکه های ننگ ، ازدامن مام میهن نیستیدو نسبت های ناروایی که به آیین فرازمندپادشاهی می دهیددست کم آرام تان می کند...وامااخوان المسلمین،آیامطمئن هستیداین یکی ازیار ودوستان ریشه دارخودتان نیست؟مگرهمین گروهک افراطی اسلامی نبودکه درهنگام صدورحکم اعدام نواب صفوی(یار تروریست همین اخوان المسلمین) ،تیمی رابه ایران فرستادتاازنواب صفوی حمایت کرده وجلوی اعدام وی رابگیرند؟مگرهمین شماسینه چاکان جمهوری ، اعدام نواب و عفونت هایی مثل اورابه حساب ظلم وجنایت دردوران پرشکوه حکومت شاهنشاه فقیدآریامهرنمی گذارید؟مگرهمین گروهک خرابکاراخوان المسلمین اکنون درمصر٬زیرپیگردقانونی نیست ومگرتمام دنیاازاین قبیل مسلمانان دین مداروتروریست اعلام بیزاری نکرده است؟؟؟

درباره دریافت کمک مالی ازرفسنجانی وسایرموهومات درج شده دربیانیه این زنان مبارز،یافتن نکته انحرافی خفته دراین ماجرارامی توان به مبارزین حقیقی ایرانی واگذارکرد.توجه کنید:

1-اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی،باتوجه به سرمایه گذاری های شان درپالایشگاه های نفتی امریکاوسایراقدامات عمرانی یی که اراده فرمودند،درایالات متحده انجام دهند،اززمره مردان ثروتمندمی باشند،اگرچه زندگی شخصی معظم له وهمچنین خانواده بلندمرتبه شان، بی نهایت ساده وبی تکلف وبه دورازتجملات است،اماآنچه همه می دانیم آن است که خوشبختانه آن حضرت کمبودمالی ندارند.

2-مساله دومی که به نظرمهم تروشاخص ترمی آید،اکبرهاشمی رفسنجانی اگرچه بسیارمتمول است وحساب دارایی های وی راحتا  شایدخودش هم نداند،اماتمام منافع وثروت ومکنت اودرگروبقای همین رژیمی است که تمام آزادی خواهان حق طلب دغدغه براندازیش رادارند.دراین که جناب رفسنجانی یک جلاد ونوکرجاهل وتاکمرخمیده رهبرش "خامنه یی" است تردیدی نداریم امااوآنقدر احمق نیست که برای نابودی رژیمی که مال وحیثیت نداشته اش به آن وابسته است ،مبلغی هزینه کند،حاشاکه این مبارزان ایرانزمین، اندازه هاشمی رفسنجانی هم هوش شان قدنمی دهد...!

وحالانکته انحرافی ماجرااین که آیااین زنان خیلی مبارز،بارفسنجانی درارتباط وبده وبستان مالی هستندوحدیث نفس کرده اند،یابراساس دیکته حضرات ازداخل ایران وحکومت وقت،طوطی واراین حرف احمقانه راتکرارمی کنند؟

به عنوان واپسین نکته ،خطاب به این پس مانده های فریبکار جمهوری خواه ایران می گویم:

اگرچه آن هنگام که شاه شاهان وذات اقدس همایونی رضاشاه دوم پهلوی قدم بردیده مان بگذارندوبه ایران بیایند،درست مانندهمین امروز،شمابی مقداران موردلطف وبخشودگی شاهانه خواهیدبودومادلدادگان وعاشقان معظم له نیز شماکوتوله های سیاست رااصلن نمی بینیم که بخواهیم انتقام این همه سال" خیانت به ایران" راازشمابگیریم امادرست مثل گذشته درامروزوفردای تان انزوا وتنهایی سنگین ٬ شمارابس است.پدرملت ایران ،هرگزدرماهیت خویش خیانت کارنیست زیراهراقدام ایشان ریشه دربزرگی وکرم شاهانه داردو کسی رالایقتراز"او"برحفاظت از کیان میهن نمی باشد. خیانت کاران ابدی ایران، همین شما ولگردان سیاست هستیدکه درکلام تان وباورهای تان نه تنهامنطق رانادیده می گیرید،بلکه حتاوجدان وشرف وهویت تان رانیزباهرجمله ی خودلگدکوب می کنید.لطف کنیدوپیش ازدم زدن ازبرابری حقوق زن بامرد،به دنبال هویت انسانی خودباشیدوخودتان راپیداکنید،بی تردیدتازمانی که سایه تفکرات شوم واپس گرایان اسلامی وهمچنین گماشته های مفلوک آنهایعنی شما،برایران عزیزسایه انداخته است ،نه زن ونه مرد ازحقوق حقه خودبهره مندنیستندوایران درحال حرکت درمسیرنابودی می باشد.

شماجوجه های سرازتخم برداشته وبی صاحب ،می توانید،دررویای شیرین خودهمیشه مبارزباقی بمانید،می توانیدباتمام وقاحتی که درسرشت امثال شماست، نسبت به مقام بلندعلیاحضرت شهبانو یاپادشاه ایران رضاشاه دوم  وخاندان بزرگ پهلوی ،هتاکی واساعه ادب بکنید،شماهاآزادی مطلق داریدتادردنیای کوچک خودحس کنیدبسیاربزرگ هستید،اماباقلب ملت ایران چه می خواهیدبکنید؟

...باتمام این احوال ،زنان مبارزایرانزمین درسطرپایانی این بیانیه،مخاطب راملت غیورایران قرارداده اند،پس این زنان مبارزنما،دقت کنند:همین "غیوربودن"ملت شریف ایران درروزی که معبودمان بازگردند،مبادا کاردست شمابدهد.

البته نیک می دانیم هیچ کلامی  شما ورشکستگان به تقصیرراسودمندنیست ٬زیرا:

 

آنکس که نداندونداندکه نداند

درجهل مرکب ابدالدهربماند.

 

سی ویکم اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی،تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

  

یازدهم آذردوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

            

             والاگهرتیمسارشهریارشفیق پهلوی نیا

 

بزرگ بود

وازاهالی امروزبود

وباتمام افق های بازنسبت داشت

ولحن آب وزمین راچه خوب می فهمید...

 

درآستانه شانزدهم آذرقرارداریم.

شانزدهم آذرهرساله،بارویدادغم انگیزی روبه روست.

 سالروزشهادت یک افسردلیرودلداده وطن وسفرکردن فرزندی بزرگوارونازنین ازکنارمادرارجمندخود٬ والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی.

والاگهرفقیدتیمسارناخداشهریارشفیق پهلوی نیا٬دربیست وچهارم اسفندسال1323دیده به جهان گشودند.

ایشان دومین فرزندوالاگهراشرف پهلوی دخت شاه خوبان ٬رضاشاه کبیربوده ونسبی والاواصیل داشتند.آنان که به دیدارایشان نائل آمده بودند،همواره والاگهرشهریاررا٬جوانی بلندبالاوبسیارفروتن ترسیم می کنند.جوانی نازنین ومیهن پرست که سالیانی رادرراه خدمت به کیان میهنش صرف کرد.پدرایشان آقای "احمدشفیق "خواهرزاده "ملک فاروق" پادشاه فقیدمصراست وخواهرش والاگهرآزاده شفیق پهلوی نیاکه امروزپابه پای مادروتک تک وابستگان دودمان جلیل سلطنت پهلوی تبعیدی طولانی وجان فرسا راسپری می کنند.

شادروان والاگهرشهریارشفیق پهلوی نیا،جزوواپسین افرادی بودندکه ازاین دودمان جلیل القدر،خاک وطن راترک کردند.ایشان به عنوان یک افسربزرگ نیروی دریایی برخودوظیفه می دانستندبمانندوپایمردانه خاک ایران ومیراث کهن آریایی راحفظ کنندوحتاپس ازبه چنگ گرفتن قدرت توسط خمینی پلیدورفیقان نالایقش –درزمانی که کودتای57پیروزشده بود-والاگهرعزیز٬بازهم درنگ کردندومدام باشاهنشاه فقیدایران پدر-دایی بزرگوارشان –درتماس بوده وکسب تکلیف می نمودند.باتنگ ترشدن حلقه فشارها٬یک هفته پس ازبرمسندنشستن ناخلف ترین حکومت تاریخ ایران-حکومت الله- ،درآن هنگامه که دیگرمرزهابه شدت زیرسیتره وکنترل اوباش اسلامی درآمده بود،شادروان والاگهرشهریارباکمک چندجان برکف ارتشی وبه وسیله یک لنج خودراتادبی رسانده وازآنجابه سمت پاریس –ماوای مادروخواهربزرگوارشان درآن زمان –عزیمت کردند.دلاورمردنیک نام اندیشه دیگری نیزدرسرداشت.همسرایشان خانم مریم اقبال ودوفرزندکوچک شان.آنهانیزدرپاریس به ایشان پیوستند.

درتهران ٬دادگاه های بی محاکمه خلخالی خون آشام آغازشده بودوتک تک بهترین وشجاع ترین سران ارتش حضوری وغیابی ،ازسوی  بیدادگاه انقلاب محکوم به اعدام می شدند.زنده یادوالاگهرشهریارنیزیکی ازهمین افرادبودند٬که غیابن محکوم به اعدام شده بودند-تنهابه جرم شرافت ومیهن پرستی-امادورازچنگال ستمکاراین دون پایه گان٬ درکنارعزیزان خودزندگی ساده وغم انگیزی راطی می کرد.

خلخالی به دستوراربابش خمینی گروه تروریستی رابه سرتاسردنیاگسیل کرده بودتاتک تک محکومینی را-که به خیال وی ازمهلکه گریخته بودند-بیابندوحکم رادرموردایشان اجراکنند.

شانزدهم آذرسال1358ودریک ظهرسیاه وغمباروقتی شاروان تیمسارشهریارشفیق ازآپارتمان خواهرشان والاگهرآزاده بیرون آمدند تابرای نهارخودوایشان چندقلم خریدبکنند،دونفرکه روی موتورنشسته وکلاه ایمنی به سرداشتندتاچهره شان شناخته نشود٬ازپشت سروالاگهر راهدف دوگلوله قراردادندوبرادردرمقابل چشمان وحشت زده وهراسان خواهر-که ازآنسوی پنجره ناباورانه می نگریست-به خون غلتیدودیگربارحماسه بزرگ عشق به میهن واصالت ناب آریایی رارقم زد.

آری درآن ظهرتلخ وغمباروالاگهرتیمسارشهریارشفیق پهلوی نیا،به ابدیت پیوست وستاره درخشان  دیگری شد٬تاروشنی بخش راه تمام رهپویان  آزادی ایران باشد.

شاهنشاه فقیدآریامهر٬به محض شنیدن این خبرتاسف بار-درحالیکه خودآن حضرت درتبعیدحضورداشته و بیماری مهلکی راطی می کردند -آشکاراپیام تسلیتی صادرفرموده وازخواهرزاده عزیزشان به عنوان یکی ازارتشیان دلیریادکردند.

والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی بهت زده وناباورازپروازبی هنگام این فرزندعزیزبه سوی حقیقت ،این فاجعه به وقوع پیوسته رااعلام کردندوجهان دراین مصیبت گریست.

بی شک باوراین خبر،سخت ودشوارمی نمود٬غم ازمیان رفتن مردی بزرگوارکه درطول عمرسی وپنج ساله خویش٬ازهیچ کاری برای اقتدارارتش وخدمت به کیان پادشاهی بزرگ ایران فروگذارنکرد.

بیست وهشتمین سالروزشهادت"والاگهرتیسمارشهریارپهلوی نیا"را٬نخست به محضروالاگهرشاهدخت فرزانه اشرف پهلوی وهمچنین به خدمت تک تک وابستگان خاندان جلیل وهمواره جاویدسلطنت پهلوی وازهمه والاتربه پیشگاه همایونی برترین انسان وسرورخردمندان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پادشاه ایران٬وآنگاه به حضوروالاگهرآزاده شفیق پهلوی نیاووالاگهرشهرام قوام ٬دیگربرادرایشان صمیمانه عرض تسلیت داریم.سلامتی وپیروزی شاهدخت به یادگارمانده ازپادشاه فقیدوسعیدایران رضاشاه کبیر٬والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی راازخداوندخواهانیم.

 

روح بزرگ ایشان شادویادشان هماره.

پاینده بادایران پادشاهی.

 

سی ویکم اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی ٬تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

نهم آذردوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

   

      خمینی خون آشام

 

نام هفته بسیج شمارابه یادچه می اندازد؟

یادجوانان نوپایی که به دستورخون آشام قرن خمینی، ارتشی بیست میلیونی رابه عنوان بسیجی تشکیل داده وباتفکرمعیوبی که درآنان ایجادکرده بودند،گروهی تلف شده وخیل بیشماری علیل وخانه نشین شدند.

یااینکه شمارایادقشراوباش جامعه می اندازدکه به نام عامران به معروف وناهیان منکر،مدام درحال ارتکاب خشونت وترویج افکارپوسیده وارتجاعی خامنه یی وخمینی هستند.

این روزهااگرازسربیکاری یابرای خنده، سری به سیمای اسلامی بزنید،شاهدجوانان راه گم کرده وانگشت شماری هستیدکه البته لنزدوربین "خبرنگاران رژیم اسلامی انیران"، آنهاراشاخص وفراگیربه شماجلوه می دهندو حنجره های شان رافریاد"جانم فدای رهبر"و"یاحسین"دریده است وباجمله رهبرشان میکس می شوند:"تفکربسیجی رمزبقای جامعه است".به راستی ازاین جمله چه برداشتی می توان نمود:رمزبقای جامعه یا رمزبقای رژیم؟

چنین برداشت می شودکه منظوراین حضرات ،درحقیقت همان بقای رژیم باشد؛البته درسایه مغزشویی جوانان وتحمیق نسل فردا.

شایدیکی ازپارامترهای بقای بیست وهشت ساله واپس گرایان ،همین تلقین وترویج تفکر بسیجی باشد،یابه عبارتی دیگر،شریان حیاتی حکومت اسلامی حضوربسیجیان درعرصه سیاست روزباشد.

بسیجی یعنی چه؟ بسیج به معنای آمادگی نظامی وهمچنین اراده وتصمیم برای انجام کاری است.معنای عامه وتلقی این حضرات ازبسیج ،همان آمادگی جوانان ایرانی برای نبردباتمام ارزش های انسانی است.بسیجی درزمان لازم اجازه تیردارد،آنهم کشیدن اسلحه برروی هم وطن خودش.بسیجی درهرزمان بایدجان برکفانه ازمنافع انقلاب حفاظت کندوبزرگ ترین دستمزدتقدیم جانش ، نام گذاری یک کوچه یانهایتن خیابانی کوچک به نام اوست.دقت کنیدیک جوان بسیجی که مغزش راموهومات سران این حکومت انباشته کرده درمواقعی حکم یک مرده متحرک راداشته ودرپاره یی زمان هانقش یک جلادبی رحم ودرتمام لحظه های زندگی اش یک انسان بی هویت است.

بسیج باتوجه به پشتیبانی های مادی جمهوری ضدایرانی اسلامی  وهمچنین بانظربه اعمال خشونت اینان برتمام اقشاروآحادجامعه وآنارشیسم ذاتی این گروه٬هرگزیک نیروی مردمی نبوده ونیست وتمام شواهددال بردست نشانده بودن این گروهک همیشه درصحنه می باشند.

شایدبهترین راه برای ازمیان بردن این نیروی شوم وهمیشه درصحنه!!!،حذف "تفکربسیجی"ازعرصه جامعه باشدنه حذف بسیجیان.

اگربه ریشه هاو گذشته بیشترپیروان بسیج جمهوری ضدایرانی اسلامی برگردیم ٬غالبن ازعقده های فروخفته رنج می برندوتقریبن تمام آنهاخالی ازهویت رشدکرده ویاسنین بالاترشان دچارپارادوکس های کشنده ناشی ازجابه جایی حکومت نام داران تاجور(سلطنت پرشکوه پهلوی)،باخلافت دستاربندان است.

شایدپالایش ذهنی جوانان مبتلابه تفکرات بسیجی ،نیازمندیک نوع "جایگزینی ارزشی" باشد.به معنای ساده تر،اگرهمین جوانان باتاریخ کهن ومقتدرایران وریشه های تمدن باستانی آشناشوند،آرام آرام ازپوچیات بی سرانجامی که باظهورحکومت اسلام گرایان،درمغزآنهاواردکرده اند،دست کشیده وانسانی وعاقلانه به فراروی خودنگاه کنند.

 

سی ویکم اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی٬تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

پنجم آذر دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

      اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

خیال نقش تودرکارگاه دیده کشیدم

به صورت تونگاری٬ ندیدم ونشنیدم

 

اگرچه درطلبت هم عنان بادشمالم

به گردسروخرامان قامتت نرسیدم

 

بابه جنبش درآمدن نهضت های اپوزیسیونی ودست اتحاددادن گروه هاوتشکل ها٬برای پذیرش ذات ملوکانه شاه شاهان رضاشاه دوم پهلوی به عنوان رهبروپرچمدارپیغام آزادی ایران٬ نورامیدی درقلب ملت درخشیدواین احتمال علمی وقوی رادرذهن هاپررنگ ترساخت که حکومت عمامه داران جنایت پیشه به سه دهه نخواهدرسیدومعبودبه زودی بازخواهدگشت...تااین جاهمه چیززیباووامیدبخش است٬ امامایل بودم نام این پست را"یک خنجرویک سروده" بگذارم ٬خنجری که همواره حقیررا-وگمانم هرایرانی بیداروپاک اندیشی را-رنج می دهد٬بزرگ منشی وروح بلندآن حضرت و وسعت بیکرانه قلب نازنینی است که درسینه صاحب ملت وپادشاه غربت نشین٬ اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلویمی تپد.به این نکته بایدبادقت توجه کنیم:ایشان پس ازآن همه ناملایمات وآن همه ناسپاسی های ماملت وهمچنین کاهلی هاویاهتاکی هایی که ازجانب برخی گروه هاوتشکل های اپوزیسیونی دیده اندبازهم بالطف کبریایی خودقلم عفوبرخطاهای مان کشیده وسنگین ترین مسوولیت تاریخ راپذیرفتند.بااندیشیدن به چنین حقیقت تکان دهنده یی٬ هرثانیه خنجری مهلک برقلب انسان فرومی رودوتنهاسربه تعظیم خمیده ولب به ستایش این ابرانسان بی مانندواین وجودبی مثال ویگانه گشوده می شود.غزل زیررا٬چاکروپابوس ایشان دیگربار٬دروصف آن ذات اقدس کبریایی سروده ام وصمیمانه به پیشگاه حضرتش تقدیم می دارم:

 

اين جا نمي‌مانم آري، شهري كه باران ندارد

بایدصدایت کنم من ٬این درد درمان ندارد

 

از تك درختان باغم٬ افسوس برگي نمانده‌ست

ویرانه ی خانه فصلي، غير از زمستان ندارد

 

باور ندارم زماني، يك سايه اين جا گذشته‌ست

اين كوچه‌ها ردپايي از نسل انسان ندارد

 

چيزي نگفتيم و از ما حتا غزل را گرفتند

اي قوم !هرگز گناهي اين گونه تاوان ندارد

 

فردا كه مي‌آيد از راه، تصويرمان هم شكسته‌ست

اين فتنه رحمي به حال آيينه‌ها‌مان ندارد

 

نامت شكوه زمان است،شاها مي‌آيي به شهرم

هر كس كه باور ندارد، مي‌دانم ايمان ندارد.

 

سی ویک اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی ٬تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

سی آبان دوهزاروپانصدوشصت وشش شاهنشاهی

   اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

ازآن ساعت که دربرنامه" میزگردی باشما"،وجودمقدس وذات مبارک همایونی رضاشاه دوم پهلوی-جانم فدای خاک پایش باد-آن جمله تاریخ سازوکلیدی رابیان فرمودند، تمام ملت وبندگان حقیردرگاه کبریایی آن حضرت ٬به وجدآمده ودرسطحی وسیع وساختاری همه جانبه دست به حمایت ازپرچمدارفرهیخته آزادی ایران ،اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی زدندواین امرنه تنهاشامل خیل گسترده عاشقان وفداییان معظم له می شدکه حتامخالفین آیین شکوهمندسلطنت رانیزدربرمی گرفت٬ درحقیقت تمام مبارزین راه آزادی ایران یکدل ویکصدا رضاشاه دوم پهلوی را"بزرگ پرچمدارآزادی ایران" نامیدند. چاکرناقابل دربارایشان –که ثانیه یی ازیادذات همایونیش فارغ نیست-قلم برداشت تاچندسطری رابه عشق معبود،سیاه مشق کند،به شوق آن یگانه محبوب ایران که عظمت وجودبی کرانه اش،خداوندان عالم رابه دست بوسی اش فرامی خواند.آری حقیر قلم دردست گرفتم تاباردیگرسروده یی ناچیزرابه خاک پای همایونی اعلاحضرت پیشکش دارم.غزل تقدیمی رادرزیرملاحظه می کنید:

 

مرغ دل، در طلب چشم تو آرام گرفت

از لبان تو به قدر غزلي كام گرفت

 

تو كه ترجيع غزل، نغمه‌ موزون دلي

شعر ما از تو فقط درسي از ايهام گرفت

 

شاهكاري‌ست ولي نقش نگاهت صنما

همه‌ي هستي ازين نقش تو الهام گرفت

 

گيج و حيرانم و كو آن كه نشد مست ولي

از نهانخانه‌ي چشم تو شبي جام گرفت

 

پيش چشم تو همه هستي‌ عالم چه بهاست؟!

هر چه زيباست ولي، از نگهت وام گرفت

 

بي‌تو ما دفتر تاريك پر از هذيانیم

با حضور تو فقط دفتر ما نام گرفت

 

قلب ما از قدم ديو به خود مي‌لرزید

باز با نام شما اين تپش آرام گرفت.

 

سی ویک اردیبهشت سال هشتادوهفت خورشیدی٬تجمع میدان بیست وچهاراسفند(میدان انقلاب)رافراموش نکنیم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم  | 

<